دیدید بعضیا به آدم مدام انرژی منفی میدند ، آدمو از زندگی سیر میکنند ، یه کاری میکنند که از به دنیا آمدن خودشم پشیمون میشه ؟؟؟
من دیروز با یکی از این دوستهای خوب و عزیزم بودم که واقعا برام دوسته، مدت زیادی نیست که با هم دوست شدیم ولی کلی چیز ازش یاد گرفتم، به نظر من کم اشتباه ترین آدمیه که تا حالا دیدم، یه دختر گل و دوست داشتنی
کاش هممون اینجوری میشدیم ، به جای اینکه نمک بزنیم رو زخم همدیگه، راهکار میدادیم که اون مشکلاتی که جلوی راهمونه را برطرف کنیم و نا امید نشیم از رسیدن به هدفی که داریم و بدونیم که راه رسیدن به هدف میتونه خیلی قشنگ تر باشه از خود رسیدن، پس لذتهامون را نذاریم برا اون موقع که رسیدیم بلکه تو راه رسیدن سعی کنیم لذت ببریم و خوش باشیم.
باور کنید بعضیهای اونقدر زندگی را قشنگ میبینند که اگه از حالشون خبر نداشته باشیم فکر میکنیم هیچ مشکل و غمی تو زندگیشون ندارند ولی اگه خوب دقت کنیم می بینیم که نگرش اونا با ما فرق داره ، حتی مشکلاتشون بیشتر از خودمونه ولی همیشه شاکرند و خوش بین.
روز اول
از کارهایی که انجام میدهی لذت ببـر.نق زدن تنها تو را خسته تر میکند و نمیگذارد کار را درست انجام دهی.
اما اگر با مؤفقیت مانند یک دوست رفتار کنی.مثل سگ همه جا به دنبالت خـواهد بود.
روز دوم
سعی کن کارهایت را از صمیم قلب انجام دهی.نه به صرف این که ناچاری انجام دهی.
باید به کارت ایمان داشته باشی.یک جریان آب ضعیف ، تنها نیمی از باغچه را آبیاری میکند.
روز سوم
همه چیز را همان طور که هست بپذیر.خواستن تنها، چیزی را تغییر نمیدهد.
خواستن، باد را از وزیدن باز نمیدارد و برف را به آب نبات تبدیل نمیکند.
اگر میخواهی چیزها را به بهتر از خودشان تبدیل کنی، با آنها همانگونه که هستند مواجه شو.
روز چهارم
تمرین کن تا از درون شاد باشی.اجازه نده دیگران برای شاد کردن تو تصمیم بگیرند.خودت رئیس کارخانۀ شادیسازی باش.
روز پنجم
ذهنت را همانند ابر سفیدی که در آسمان است، آزاد کن.تلاش کن، اما نتایج کار را واگذار تا با هم کار بیایند
برای ابر چه فرقی میکند باد از کدام سو بوزد. چرا وقتت را برای چیزی که در کنترل تو نیست، تلف میکنی؟
روز ششم
وقتی تصمیم به انجام کاری میگیری،از خود نپرس : من چه میخواهم ؟
بلکه بپرس : چه کاری به نفع همه است ؟ اگر به فکر منافع دیگران باشی، دیگران در کنارت کار خواهند کرد و کمکت خواهند کرد تا موفق شوی.
روز هفتم
هنگام تصمیم گیری ابتدا نباید بپرسی، از این کار چه نفعی عایدم خواهد شد؟
پرسش درست این است که : چه کاری به نفع همه است؟خانه زمانی مستحکم خواهد شد که همۀ دیوارهایش استوار باشند.
روز هشتم
وقتی کار به مشکل میخورد، نه دیگران را سرزنش کن و نه خود را،انسان وقتی شنا یاد میگیرد که از فرو رفتن در آب نترسد.
روز نهم
برای مؤفقیت در هر کار، باید ابتدا تصویر واضحی از نقشۀ کار داشته باشی.
آن گاه، همان طور که در باد شدید، نخ بادبادک را محکم نگه میداری، باید هدفت را هم به همان محکمی نگه داری.
روز دهم
اگر طرحی در عمل مشکلتر از آن شد که فکر میکردی، دلسرد نشو.همه چیز این دنیا همین طور است،
خصوصاً اگر ارزشمند باشد.لاجرم خود حبابی بیش نبود، زیبا اما توخالی.
روز یازدهم
مشکلات ما را قوی و به سمت پیروزی های بزرگتر هدایت میکنند.
کوهنوردی آسان نیست، اما منظرهای هم که از قلۀ کوه دیده میشود، بسیار زیباست.
روز دوازدهم
اراده ات را قوی کن. خود را وارد انجام کارهایی کن که برایت مشکلاند.
سپس آنها را با جدیت انجام بده. بعد از مدتی خواهی دید که ارادهات همانند گرزی فولادی سخت و درخشان شده است.
روز سیزدهم
با انرژی کامل روی کارهایت تمرکز کن. شیشههای رنگی کلیسا، هنگام عبور نور از آنها بسیار زیبا و درخشان می شوند.
کارهایت را هم اگر با انرژی انجام دهی، شفاف و زیبا خواهند شد.
روز چهاردهم
هنگامی که قصد انجام کاری را داری، از خود نپرس : دیگران آن را چگونه و با چه روشی انجام دادهاند ؟
بلکه بپرس : چگونه میتوانم آن را درست و به بهتـرین وجه ممکن انجام دهم. این را بدان که: همواره حقیقتی تازه در انتظار کشف شدن است.
بدون احساس وجود این حقایق، کریستف کلمب هرگز به آمریکا نمیرسید و گراهام بل تلفن را اختراع نمیکرد.
روز پانزدهم
هر کاری را با جان و دل انجام بده. اگر شعاع انرژیات را مانند ذره بینی که نور خورشید را متمرکز میکند،
روی موانع تمرکز دهی، هر مانعی که سر راهت باشد خواهد سوخت.
روز شانزدهم
امروز را آغازی تازه بدان.(چرا به چیزی که دیروز اتفاق افتاده، یا انجام شده فکر میکنی؟ زندگی رودخانهای است که مدام به سمت آینده در جریان است.
هیچ قطرهای از آن دوبار از زیر یک پل رد نمیشود.) کار را با روشی تازه انجام بده، بهتر از همیشه.
روز هفدهم
افکار و رویاهایت را بسط بده. هنگامی که در بیرون چمنزاری پهناور است که از هر سو تا افق امتداد دارد؛
چرا خود را در آغل حبس کنی. ( البته بلا نسبت )
روز هجدهم
نگذار افکار و ذهنیاتت به صورت عادت درآیند. سعی کن هرگز در جا نزنی.هر روز از زاویه ای تازه به کارها نگاه کن.
زندگی یک صحنۀ پر از ماجراست. به اطرافت نگاه کن : نشانههای زیبایی وجود دارند که به کشفیات تازه اشاره میکنند.
روز نوزدهم
مهمترین چیز احساسی است که نسبت به کارت داری. وجود رنگهای تیره در یک تابلوی نقاشی. نشانۀ افسردگی نقاش آن تابلوست.
رنگهای روشن، حاکی از وجود روشنایی و انرژی در زندگی نقاش آن تابلوست. هر کاری را با شادی انجام بده، تا دیگران را هم شاد کنی.
روز بیستم
زندگی مثل یک تاب است که هم میتواند سرگرم کننده باشد و هم حال به هم زن. اگر هر بار که تاب میخوری احساس شگفتی کنی،
لذت تاب خوردن را احساس خواهی کرد. در زندگی هم هر بار که کاری را انجام میدهی، از انجام آن شگفتی احساس کن.
روز بیست و یکم
حرف حق را بپذیر و کاری به گویندۀ آن نداشته باش. مثلاً اگر بوی دود را احساس میکنی و طوطیات فریاد بزند که :
خانه آتش گرفت! آیا به مهمانهایت خواهی گفت : این طوطی نمیفهمد چه میگوید؟
روز بیست و دوم
عقاید را با حقایق اشتباه نکن.حقیقت مانند دانۀ بادام است، و عقاید پوستۀ آن دانۀ بادام هستند.
اگر به دنبال حقیقت ِ هر چیز هستی، باید پوسته را بکنی، تا خود دانه را ببینی.
روز بیست و سوم
قبل از انجام هر کار مهمی، اول ببین چه احساسی نسبت به انجام آن داری.
آیا آن کار را مهم میدانی؟ آیا واقعی به نظرت میرسد؟ آیا به دیگران کمک میکند؟
روز بیست و چهارم
هنگام غلیان احساسات، هیچ تصمیم مهمی نگیر.در این صورت اشتباه خواهی کرد.
اول درونت را آرام کن. ذهن مانند یک دریاچه است.هنگام غلیان احساس، دریاچه مواج است.
دریاچه هنگامی نور ماه را منعکس میکند که آرام باشد.
روز بیست و پنجم
هنگام مواجه شدن با مشکلی یادت باشد که حتماً راه حلی وجود دارد. زیرا هر چیز با جفتش به وجود میآید.
بعد از هر سقوطی ، صعودی و بعد از هر شبی، روزی وجود دارد. ذهنت را روی راهحلها متمرکز کن.
برای بیرون آمدن از یک اتاق باید در را پیدا کنی، نه این که به دیوارها فکر کنی.
روز بیست و ششم
همواره از نعمتهایی که زندگی به تو بخشیده است، شاد باش و به خاطر آنچه که نداری گلهمند نباش.
ساختمان با سنگهایی ساخته میشود که در دسترساند، نه با سنگهای حیاط خانۀ دیگران.
روز بیست و هفتم
سعی کن مثل ماشین خرابی که خاموش نمیشود، دائماً در حال عذرخواهی نباشی.
با این کار توجه دیگران را به اشتباهاتت جلب خواهی کرد. تلاش کن که بهترین را انجام دهی.
آن گاه لبخند بزن و حرکت کن. تنها خداوند کامل است.
روز بیست و هشتم
هر کار خیری که در این دنیا انجام دهی، بیش از هر کس به خودت کمک خواهد کرد،
به تو قدرت و انرژی و درک بیشتر خواهد بخشید. اگر خودت نقاشی کنی،
دیگران از تماشای آن لذت خواهند برد. ضمن آنکه در حین کار تجربهات هم در نقاشی بیشتر شده است.
روز بیست و نهم
برای عمل کردن از درونت فرمان بگیر. برای تفکر از درونت راهنمایی بجو.
زیرا درک و آگاهی را باید دریافت کنی و نمی توانی خودت خلق کنی.زمین هنگامی گرم میشود که به سمت خورسید متمایل باشد.
روز سی ام
هر چیز که راست و درست باشد، به نفع تو و دیگران خواهد بود.
خداوند بهتر از هر کس میداند که چه چیز به تو شادی واقعی میبخشد.
آیا یک گیاه میفهمد که باد، آن را تقویت میکند یا باران باعث رشد گل های زیبا میشود.
روز سی و یکم
هرگز مغرور نشو، زیرا غرور میکروبی کشنده است. غرور به تدریج عقل را زایل میکند و باعث میشود هیچ کاری را بدرستی انجام ندهی.
